پیامد‌‌‌‌های شکاف دیجیتالی بین اساتید معارف اسلامی و دانشجویان (قسمت 5)

...
۱۴۰۰/۳/۳۱ دوشنبه
(0)
(0)
پیامد‌‌‌‌های شکاف دیجیتالی بین اساتید معارف اسلامی و دانشجویان (قسمت 5)
پیامد‌‌‌‌های شکاف دیجیتالی بین اساتید معارف اسلامی و دانشجویان (قسمت 5)

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

قسمت پنجم

قسمت ششم (آخرین قسمت)

 

آنچه گفته شد پیامد کلی شکاف ديجيتالي بين استاد و دانشجو بود؛ اما قدری جزیی‌تر و مصداقی‌تر به پیامدها اشاره می‌شود تا این بحث واضح‌تر شود، چون همانگونه که گفته شد اصلاً هدف این بحث این است که به این پیامدها اشاره کند تا اساتید انگیزه پیدا کنند که این بحث را جدی بگیرند.

  اگر بخواهیم به طور جزئی‌تر به پیامد‌‌‌‌های این شکاف دیجیتالی اشاره کنیم، برخی از این پیامدها به شرح زیر هستند:

  1. عدم اطلاع و ناتوانی استاد از پاسخ به سوالات، دغدغه ها و شبهات علمی دانشجویان که در فضای مجازی مطرح می‌شود و ممکن است امکان طرح در فضای رسمی را نداشته باشد، مانند دیدگاه‌‌‌‌‌های ضد دیدینی یا مدافع همجنس‌گرایی.فضای رسمی، یعنی آن کتاب‌هایی که منتشر می‌شود، رسانه‌هایی که به طور رسمی فعالیت می‌کنند و محدودیت‌‌‌‌‌های قانونی، عرفی و مانند آن را دارند و هر بحثی را نمی‌توانند مطرح کنند. اما فضای مجازی یکی از ویژگی‌‌‌‌‌های خوب یا بد آن این است که تقریباً در اختیار همه هست و به راحتی می‌توان بحثی را مطرح کرد. یکی از چیزهایی که باعث می‌شود هر کس در فضای مجازی بتواند هر چیزی صحیح یا غلط که به ذهنش می‌رسد و هر ادعایی را مطرح کند بحثی است به نام «ناشناس ماندن». در فضای مجازی هویت‌ها به راحتی می‌تواند مخفی شود، مثلا کسی که مرد است خود را به عنوان زن جا بزند، يا اگر بی‌سواد است خود را به عنوان استاد جا بزند يا با هر اسم و هر عنوانی فرد می‌تواند خودش را مطرح کند و چون قابل شناسایی نیست هر ادعایی را هم می‌تواند طرح کند.

  پاره‌ای از مسایل مربوط به دروس معارف در هر یک از گرایش‌ها هست که در فضای رسمی مثل مجلات و روزنامه‌ها قابل طرح نیست تا استاد از اين طریق به آنها دسترسی پیدا کند، در صدا و سیما قابل طرح نیست و در بقیۀ رسانه‌ها هم قابل طرح نیست ولی در فضای مجازی به راحتی مطرح می‌شود و دانشجو ار آنها مطلع هست ولی اگر استاد از آنها بی‌خبر باشد اینجا به مشکل برمی‌خورد. مثلاً ذهن دانشجو سر درسِ اخلاق اسلامی که استاد در حال تدریس آن است، درگیر یک سری سوالات و شبهات هست ولی استاد از آنها بی‌خبر است و بحث دیگری را مطرح می‌کند. لذا وقتی استاد از این سئوال‌ها و دغدغه‌ها اطلاع نداشته باشد به طور طبیعی پاسخی هم برای آنها ندارد یا پاسخ درستی ارایه نمی‌کند. امروز در شبکه‌‌‌‌‌های مختلف اجتماعی و در سایت‌‌‌‌‌های مختلف، دیدگاه‌هایی هست که اصلِ وجود خدا را مورد نقدِ جدی قرار می‌دهد، باور‌‌‌‌های دینی را مورد نقد قرار می‌دهد که بعضاً ممکن است منصفانه و بعضاً غیر منصفانه باشد ولی به هر حال مطرح است و تعداد اعضای این کانال‌ها در شبکه‌‌‌‌‌های اجتماعی قابل تأمل است. این سوالات منتشر می‌شود و دانشجو از آنها مطلع می‌شود. سوالاتی مطرح می‌شود و باورها و دیدگاه‌هایی مورد نقد قرار می‌گیرد که ممکن است اصلاً برای من به عنوان یک استاد معارف عجیب باشد و گفته شود کسی در این تردید ندارد ولی مشاهده می‌شود که امور مسلم به راحتی مورد تردید واقع می‌شود و مورد سوال واقع می‌شود و دانشجو هم مطلع است و سر کلاس هم می‌آید و چون استاد معارف اطلاع ندارد توجهی ندارد يانمي تواند پاسخ صحیحی ارایه کند. نمونه‌‌‌‌‌های آن زیاد است از جمله بحث همجنس‌گرایی. می‌دانیم این موضوع از نظر دینی و اخلاق اسلامی کاملاً مطرود و مردود است اما مدافعانی دارد که در این زمینه کار کرد‌ه‌اند، کتاب‌هایی نوشته شده است، مقالاتی نوشته شده و از منظر اخلاقی و ... از آن دفاع می‌کنند. نمونه ديگر آن مسئله ازدواج که در بحث خانواده از دیدگاه اسلام مطرح می‌شود، به عنوان یک امر اخلاقی مطرح شده و خانواده به عنوان یک نهاد مقدس تعریف می‌شود با آیات و روایاتی که در این زمینه وجود دارد؛ اما امروزه اینکه آیا ازدواج از نظر اخلاقی قابل توجیه است یا نه، یک بحث بسیار مهم و جدی است، مدافعانی دارد چه از داخل کشور و چه از خارج کشور، مقالاتی که نوشته شده و اینها در فضای مجازی مطرح است و دانشجوی ما از اینها کم و بیش آگاه است اما در فضای رسمی چنین بحث هایی مطرح نمی‌شود.  عدم اطلاع استاد از فضای رسانه ای به نام فضای مجازی باعث می‌شود که از سوال ها و دغدغه ها مطلع نشود و طبیعتاً نتواند پاسخ بدهد یا پاسخ صحیحی ارایه کند.

  1. عدم آگاهی و ناتوانی استاد در راهنمایی دانشجویان دربارۀ معضلات و مشکلات اجتماعی آنان که متأثر از فضای مجازی است(مانند ارتباط با جنس مخالف در فضای مجازی، حریم خصوصی و...):  یکی دیگر از پیامدهایی که شکاف دیجیتالی دارد این است که استاد در راهنمایی دانشجویان خود دربارۀ معضلات و مسایل اجتماعی و امثال اینها هم ناتوان می‌شود به این خاطر که:

اولاً امروزه بخشی از دغدغه‌‌‌‌‌های دانشجویان در مسایل تربیتی و اجتماعی و اخلاقی که پیامد‌‌‌‌های منفی هم می‌تواند داشته باشد، منبعث از فضای مجازی و متأثر از آن است. بحث ارتباط با جنس مخالف در فضای مجازی و بحث حریم خصوصی از جملۀ این بحث‌هاست. وقتی که فردی به عنوان استاد اصلاً نمی‌داند که این نوع فعالیت‌ها و مناسبات در فضای مجازی به چه صورت است و چه تأثیری روی دانشجوی او می‌گذارد، چنین استادی نمی‌تواند دانشجوی خود را راهنمایی کند. توجه داریم که اساتید معارف به غیر از شأن تدریس، نوعاً به خصوص اگر روحانی باشند شأن تربیتی هم دارند و گاهی دانشجویان از منظر تربیتی به آنها مراجعه می‌کنند، نه صرفاً بحث و درس کلاس. در این صورت اگر استاد با این نوع فضاها آشنا نباشد ممکن است نتواند مسئله را به درستی بشناسد یا راهکار مناسبی ارایه بدهد.

  1. بدبینی دانشجویان به مدرسان معارف، مبلغان دین و حکومت دینی پیامد دیگر این موضوع این است که ممکن است دانشجویان به مدرسان معارف بدبین شده و اگر آن افراد در سلک لباس روحانیت هم باشند ممکن است دانشجو به مبلغان دینی بدبین بشود به این معنا که احساس کند که اینها اصلاً در فضای زمانِ خود نیستند، و با مسایل و موضوعات جامعه و زمانِ خود آشنايي ندارند و بدین ترتیب یک نوع بدبینی به آنها پیدا می‌کند؛ و از آنجا که قبلاً هم گفته شد دروس معارف، مصوّب یک نظام دینی است، هر گونه خللی که در این قضیه وارد بشود تبعاتِ آن، دامنِ نگرش دانشجو به نظام دینی و حکومت دینی و توان دین در حکومت‌داری را هم خواهد گرفت.
  2. ایجاد شائبه نزد دانشجویان مبنی بر مخالفت اسلام با هر گونه فناوری و دستارود‌‌‌‌های علمی بشر: جدای از بدبینی دانشجو به استاد معارف یا نظام دینی، گاهی ممکن است دانشجو اصلاً به دین و به طور خاص اسلام، بدبین شود به این معنا که گمان کند اسلام توان زیستن در عصر جدید را ندارد. ممکن است دانشجویی ببیند فردی به عنوان مبلغ دین است، در حالیکه اصلاً نمی‌داند کامپیوتر چیست، فضای مجازی چیست و .... و سپس بر اساس مغالطه‌ و تعمیمی که می‌دهد، چنین نتیجه بگیرد که اصلاً مبلغان دینی یا فراتر از این، اصلاً دین توانایی زیستن در دنیای امروز را ندارد و این شائبه برای او ایجاد می‌شود که دین با هر گونه پیشرفت، رفاه و دستاورد بشری مخالفت دارد. چه بسا ایجاد چنین تلقی در دانشجو ناشی از آن عملکرد ما به عنوان استاد معارف باشد و ما به این پیامد عملکرد خود توجه نکنیم.
  3. محروم شدن از مزایای فضای مجازی برای تدریس مانند صرفه‌جویی در وقت و هزینه، ارائه آموزش‌ها و مشاوره‌‌‌‌‌های بیرون از کلاس، معرفی منابع بیشتر، مباحثۀ گروهی، ارائه کنفرانس: یکی دیگر از پیامد‌‌‌‌های شکاف دیجیتالی این است که استاد از مزیت‌‌‌‌‌های فراوان فضای مجازی برای تدریس موثر و کارآمد خود محروم می‌شود. امروزه فضای مجازی یک ابزار تربیت و تدریس و آموزش است که باعث می‌شود در وقت صرفه جویی شود. یک کاری که بعضی از استادان انجام می‌دهند این است که بخشی از فعالیت‌‌‌‌‌های کلاس را به فضای مجازی واگذار می‌کنند مثلاً به دانشجویان گفته می‌شود که کنفرانس‌‌‌‌‌های خود را در بیرون از وقت کلاس در کانالی که در فضای مجازی هست ارایه بدهند، یا اینکه مقالات خود را آنجا ارایه بدهند، بحث و گفتگو را در آن فضا انجام بدهند. این باعث می‌شود که وقت کلاس صرفِ مباحثِ دیگری بشود و از وقت به صورت بهینه استفاده بشود.استفاده از اين فضا موجب مي شود که هزینه‌ها نیز کمتر ‌شود. همچنين می‌توان با استفاده از فضای مجازی به دانشجویان مشاوره داد، آموزش‌‌‌‌‌های اضافی ارائه کرد. اینها در یک کلاس يک و نيم ساعته امکان پذیر نیست و فرصت آن نیست. استادی که از این فضا آگاهی کامل نداشته باشد طبیعتاً از این مزایا هم محروم می‌شود.
  4. مخدوش شدن حیثیت علمی واجتماعی استاد و تمسخر و تحقیر او، از طریق انتشار برخی گفتارها و رفتار‌‌‌‌های او در کلاس درس که بی توجه به امکان انتشار آنها توسط استاد بیان شده است: یکی دیگر از پیامدهایی که عدم آشنایی اساتید معارف با فضای مجازی دارد و این نکتۀ مهم و قابل تأملی است و بارها هم اتفاق افتاده است این است که وقتی که استاد از این فضا مطلع نباشد و چگونگی دسترسی دانشجویان به این فضا خبر نداشته باشد یا نمونه‌‌‌‌‌های مشابه را ندیده باشد، تصور می‌کند در کلاس درس فقط خود او و دانشجویان و یک کلاس با ابعاد خاص هست و چیز دیگری نیست. اما استادی که با فضای مجازی آشنا است می‌داند که این کلاس، کلاسی فقط با 20 یا 30 دانشجو نیست بلکه کلاسی است که هر لحظه امکان دارد صدها هزار نفر دیگر هم از آنچه که در کلاس می‌گذرد مطلع بشوند و دیگر این کلاس، حریم خصوصی بین استاد و دانشجویان حاضر نیست. گاهي دیده شده استادی که به اين مسئله توجه ندارد مثلاً سر کلاس شوخی می‌کند، همان لحظه ضبط می‌شود و سریعاً در شبکه‌‌‌‌‌های اجتماعی بارگذاری می‌شود یا استاد صحبتی را می‌کند که شاید در جمع ده یا پانزده نفری خیلی بازخورد منفی ندارد چون افراد آنجا حضور دارند، قبل و بعد صحبت را شنیده‌اند و می‌دانند که این سخن، مزاحی بوده است که استاد با یک دانشجو داشته است اما وقتی در فضای مجازی می‌آید، قبل و بعد آن سخن را حذف می‌کنند و فقط این یک دقیقه را بارگذاری می‌کنند و منتشر می‌شود.

  استادی که بداند دانشجوی او امروز و اصولاً خود کلاسش در معرض ديد صدها هزار نفر تشکیل می‌شود طبیعتاً از نظر پوشش، صحبت‌، برخورد‌ها، شوخی‌ و مزاح، پاسخ به سئوالات و مانند آن بیش از پیش مواظبت می‌کند؛ چون می‌داند که در مرآی و منظر دیگران است و کوچکترین مطلبی می‌تواند چه پیامدهایی داشته باشد؛ حتی توجه می‌کند که اگر سایت یا کانالی دارد و می‌خواهد مطلبی را در آنجا قرار دهد در انتخاب محتوا و مطالب دقت لازم را داشته باشد.    اگر استاد این آشنایی را نداشته باشد و این بی‌دقتی‌ها را بکند، ممکن است سابقۀ چندین سالۀ او و اعتبار و حیثیتی که یک استاد معارف دارد با یک فیلم یک دقیقه‌ای یا با چند سطر مطلب از بین رفته و مخدوش بشود.

    یکی از مسایلی که باعث می‌شود ما فضای مجازی را جدی بگیریم این است که هر مطلبی که در فضای مجازی گذاشته شود چیزی در حد چند ثانیه طول می‌کشد تا اختیار آن از دستش خارج شود؛ زیرا مطلبی که انسان در فضای مجازی بارگذاری می‌کند و لو اشتباه هم که باشد کافی است یک نفر در روی کرۀ زمین آن را دانلود بکند با‌ زدن یک دکمه. وقتی آن فرد یک کلید را زد کافی است؛ زیرا این مطلب در کامپیوتر ضبط می‌شود و دیگر در اختیار ارسال کننده نیست. اگر انسان، یک ثانیه بعد هم آن مطلب یا عکس را پاک کند و حذف کند دیگر فایده‌ای ندارد؛ چون یک نفر در کل این کره زمین یک کپی از این گرفته است و می‌تواند منتشر کند. مصادیق و نمونه‌‌‌‌‌های آن هم زیاد مشاهده شده است مثلاً استاد سر کلاس مزاحی می‌کند، حرفی می‌زند یا پاسخ ضعیفی می‌دهد و بلافاصله در مقیاس صدها هزار مورد منتشر می‌شود. فردی که با این فضا آشنا باشد می‌داند که مطلبی که گذاشته شد به طور کلی از دست او رفته است و قابلِ بازگشت نیست. استاد وقتی می‌تواند خود را حفظ کند و در این دام‌ها نیفتد که با فضا و مناسبات و شرایط آن آشنایی داشته باشد. اگر آشنایی نباشد به همین راحتی ممکن است هم حیثیّت علمی و هم آن جایگاه و شأن اجتماعی فرد مخدوش شده و از دست برود.

  1. شکل‌گیری شکاف‌‌‌‌های عاطفی، بدبینی و بدگمانی بین استاد و دانشجو:طبیعتاً شکاف‌‌‌‌‌های معرفتی به شکاف‌‌‌‌‌های عاطفی و بدبینی‌‌‌‌‌های دوطرفه و بدگمانی بین استاد و دانشجو دامن می‌زند و به طور طبیعی فرآیند تدریس را دچار مشکل می‌کند.

  اینها بعضی از پیامدها بود که به عنوان نمونه بدان‌ها اشاره شد برای اینکه اساتید معارف که به این بحث‌ها دسترسی پیدا می‌کنند حساسیت و اهمیت و تأثیر و لزوم آگاهی و آشنایی با فضای مجازی را بیش از پیش درک کنند و فکر نکنند که اگر خود آنها کاری به فضای مجازی نداشتند، فضای مجازی هم کاری به آنها ندارد. هر فردی و به ‌خصوص مبلغان و اساتید معارف با وجود فضای مجازی باید یک مطلب را صد بار بررسی کنند و بعد در فضای مجازی قرار دهند؛ چون دیگر در اختیار آنها نخواهد بود و تأثیر خودش را دارد. گاهی یک نفر به عنوان درس غیر معارف اگر مطلبی را بازگو کند ممکن است برای مخاطبش حساسیتی ایجاد نکند ولی همین که به عنوان درس معارف، عنوان دین و عنوان مبلغ و روحانی روی درس می‌آید مسئله حساسیت زا می‌شود.

نکته ديگري که بايد به آن توجه کرد اين است که فضای مجازی آن چنان که ما دوست داریم اخلاقی و منصفانه برخورد نمی‌کند. لذا باید قدری مواظبت کرد و هر مطلبی ولو دو سطر که در گروه و کانال قرار است گذاشته شود یا پاسخی که بناست در شبکه‌‌‌‌‌های اجتماعی برای دیگری ارسال شود، وقتی فردی به عنوان یک استاد، روحانی یا مبلغ دین مي خواهد اين کار را بکند حتماً باید أبعاد و جوانب آن را ملاحظه کند، در به کار بردن واژه ها دقّت کند و سپس دکمۀ ارسال زده شود؛ چون به مجرد اینکه ارسال شد از اختیار فرد بیرون می‌رود و تأثیر خودش را دارد. در این فضا صحبت‌ها زیر ذره بین است، حساسیت‌زا است و باید دقت کرد.

 

ادامه دارد

نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
آمار سایت
مشاهده کامل آمار