پیامد‌‌‌‌های شکاف دیجیتالی بین اساتید معارف اسلامی و دانشجویان (قسمت 2)

...
۱۴۰۰/۳/۳۱ دوشنبه
(0)
(0)
پیامد‌‌‌‌های شکاف دیجیتالی بین اساتید معارف اسلامی و دانشجویان (قسمت 2)
پیامد‌‌‌‌های شکاف دیجیتالی بین اساتید معارف اسلامی و دانشجویان (قسمت 2)

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

قسمت پنجم

قسمت ششم (آخرین قسمت)

 

  1. فضای مجازی و مسأله شناخت مخاطب

اهميت مسئله مخاطب شناسی و ضرورت آن روشن است.امّا علّت این که اینجا ما این بحث را پررنگ­تر می­کنیم، تمرکز بر این نکته است که مخاطب شناسی ابعاد مختلفی و جوانب گوناگونی دارد و شناخت مخاطب در هر زمانی بر حسبِ شرایطِ زمانی و مکانی و معرفتی مخاطب است. مخاطب شما دو سه دهه قبل در یک فضایی بود و امروز در فضای ديگری است. با توجه به پارامترها و عناصر تأثیرگذاری مثل فضای مجازی، مخاطبِ امروز ما که در کلاس با او مواجه هستیم ممکن است با آن مخاطبِ دوسال قبل ما هم بسیار متفاوت باشد. بحث تأثیری که فضای مجازی در تغییر باورها، اعتقادات و سبک زندگی آدم­ها دارد قابل انکار نیست. سرعت تحولات فضای مجازی آنچنان زیاد است که تا ما بیاییم یک مورد آن را بشناسیم و بررسی و تحلیل کنیم و پیامد‌‌‌‌های آن را ارزیابی نماییم و برای آن برنامه­ریزی کنیم و نیروها را آماده کنیم، مورد (و موارد) بعدی اتفاق می­­افتد.

به عنوان مثال، بحث شبکه­‌‌‌‌های اجتماعی که امروزه از مصادیق بارز و کاربردی فضای مجازی در کشور ماست، ابتدای ورود اینترنت به کشور در حدود بیست سال قبل در حدّ پیام­رسانِ یاهومسنجر بود که ارسال پیام از آن طریق، گرفتاری‌‌‌‌‌های خاصی داشت. در بهترین حالت این بود که آن سیستم پیام­رسان می­توانست فردی که در نقطه ای از دنیا است و دوربین دارد، او را نشان بدهد و اوج خوشحالی و موفقیت یک کاربر این بود که به جای عکسِ طرف بتواند فیلم او را به صورت زنده ببیند.

در فاصله­ی دو دهه ما رسیدیم به دوره­ای که شبکه­ی اجتماعی مثل فیس بوک یا توئیتر درست می­شود و هرچه جلوتر می­آید اینها کاربردهایش متفاوت­تر می­شود، دسترسی به اینها ساده­تر می­شود و کم­کم شبکه­‌‌‌‌های اجتماعی جای بخش سنتی­تر فضای مجازی مثل سایت­‌‌‌‌های اینترنتی و وبلاگ­ها را می­گیرد. در حالی که زمانی وبلاگ برای خودش یک کار جدی و نو بود ولی الان دیگر شخص نیاز ندارد وبلاگ بزند و با آن گرفتاری و مشقت یک مطلبی را بگذارد بلکه گوشی تلفن در جیب اوست و یک لحظه با یک کلید، یک گروه جدید درست می­کند، عضو جذب می­کند و همه­ی کارهایی که فضای مجازی تاکنون می­توانست انجام بدهد، در همین شبکه انجام می­دهد از قبیل ارسال فیلم، عکس، نوشته، دریافت عکس و فیلم و نوشته، مکالمه، بارگذاری انواع فایل­‌‌‌‌های صوتی و تصویری. این تحولات کلاً دو دهه طول کشیده است و به اینجا رسیده است.

نکته ديگر اين که در ایران بحث تحولات مربوط به فضای مجازی، و به طور خاص شبکه هاي اجتماعي را می­توان به دوره­ی ماقبل تلگرام و مابعدتلگرام تقسیم کرد. عمداً تلگرام را جدا گفتم تا به این مسأله توجه بدهم که در دوسه سال اخیر یک شبکه­ی اطلاع­رسانی درست شدکه با بقیه از جهاتی متفاوت بود، و خيلي سريع فراگیر شد. (خود این به عنوان یک گزینه­ی پژوهشی و آموزشی برای اساتید معارف و برای همه­ی کسانی که درجامعه­ی ما در حوزه­ی ارتباطات و حوزه­ی اخلاق و تبلیغ دین در حال کارکردن هستند در حدّ یک یا چند پایان نامه جای کار دارد که چرا تلگرام در جامعه­ی ما تا این اندازه فراگیر شد که در فاصله­ی دو سه ساله یک شبکه­ای می‌شود که حدود چهل میلیون عضو دارد و شما می­بینید الان با این که فیلتر شده است، طبق آمار‌‌‌‌های رسمی که اعلام شده و نیز براساس بررسی­‌‌‌‌های میدانی که خودمان کردیم آمار مخاطبان تلگرام خیلی کم نشده است. همه­ی اینها جای بررسی دارد.)

حرفِ ما سر این است که فنآوری اطلاعات و ارتباطات، دنیای امروز را در سیطره­ی خود گرفته است و فضای شدیداً رقابتی ایجاد کرده است. غول­‌‌‌‌های بزرگ این عرصه هر روز فنآوری جدیدی می­آورند و امکانات جدیدی اضافه می­کنند چون شدیداً درحال رقابت هستند و لزوماً فقط تولید و توزیع دانش نیست بلکه بحث درآمدزایی هست. شعاری که امروز داده می­شود این است که «اطلاعات، قدرت است» و موجب قدرتمندی می­شود. اطلاعات، موجب ثروت می­شود. اين ثروت آنچنان زياد است که شرکت­ها از آن چشم پوشي نمي کنند. امروزه روحیه­ی دانش­طلبی و خلاقیت انسان در این فضا دارد خودش را نشان مي دهد، از این رو هر روز شاهد تحوّلی جدید هستیم، مثلاً اخیراً اینستاگرام برای عقب نماندن از رقبای خود، امکان آپلودکردن فایل­‌‌‌‌های صوتی و تصویری تا حدود یک ساعت را اضافه کرده است برای اینکه مخاطب خود را از دست ندهد. بنابراین فضای مجازی، فضای بسیار خلاق، متنوع و رقابتی است و فعالان آن شبانه­روزی در حال کار هستند. تا بیاییم بفهمیم که اصلاً شبکه­‌‌‌‌های اجتماعی ماقبلِ تلگرام چه بوده و چه تأثیراتی دارد، مورد جدیدی رونمایی می­شود.به همين خاطر است که مي بينيم کاربران پيام رسان هايي چون وایبر، واتس اپ که چند سال قبل بود در کشورما شاید در حدود هشت تا ده میلیون نفر بود، ولی تلگرام وقتی آمد با سرعت رشد بالای خود در حدود سی تا چهل میلیون عضو جذب کرد. اگر بخواهیم مصداقی برای این کلام: «مَن نام لم یُنم عنه» پیدا کنیم همین فضای مجازی است. امروز قلب مدیریتِ و برنامه­ریزی دنیا در silicon valley قرار دارد که پایتخت شرکت­‌‌‌‌های مربوط به فنآوری نظیر گوگل، فیس بوک است.

امروزه یک جوانبیست، بيست و پنج ساله مثل «مارک زاکربرگ» می­تواند با یک سایت فیس بوک که راه اندازی می­کند در فاصله­ی چند سال به یکی از افراد قدرتمند دنیا تبدیل شود که دولت­ها از او حساب می­برند و به او نیاز دارند و این نیست جز این که اطلاعات شخصیت ها و روحیات چندصد میلیون در اختیار اوست. این اطلاعات، کاربرد تبلیغاتی و کاربرد‌‌‌‌های مختلف دیگری دارد. شخصیت افراد را آنالیز می­کنند. اطلاعیه­ای در فضای مجازیمنتشر شده بود مبنی بر اینکهیک شرکت ـ ظاهراً گوگل ـ می­خواهد افرادی را استخدام بکند.در آن اطلاعیه درج شده بود فقط اسم و مشخصاتتان را بدهید و بقیه­ی چیزها را ما درباره­ی شما می­دانیم. اين اطلاعيه حتي اگر شوخي هم باشد باز هم بيان گر يک واقعيت جدي است. این واقعیتی است که امروز با برنامه­ها و نرم­افزار‌‌‌‌های تحلیل­گری که هست وقتی کاربری حدود 200 تا 300 کلیک در اینترنت بکند،می توانند درباره­ی روحیات، علائق، شخصیت، نگاه، و گرایش­‌‌‌‌های فکری و سیاسی و دینی او اطلاعات لازم را ارایه دهند به گونه ای که خود او تعجب می­کند. یکی از جاهایی که این کاربرد دارد در بحث تبلیغات است. در انتخابات اخیر آمریکا یکی از بحث­هایی که مطرح شد این بود که برای تبلیغات، شرکت­هایی هستند که این خدمات را می­دهند و به کاندیداها پیشنهاد می‌دهند که ما می­توانیم برای شما تبلیغات هوشمند انجام دهیم، یعنی بگوئیم مثلاً برای فلانی اگر می­خواهید مطلبی بفرستید چه نوع مطلبی در فیس بوک او ارسال شود؛ چون این فرد مثلاً روحیّات او بیشتر دینی است و آن پیام­هایی که برای او باید فرستاده شود بهتر است صبغه دینی داشته باشد. اما برای دیگری باید پیام­هایی را فرستاد که مربوط به محیط زیست باشد، زیرا آن فرد علائق محیط زیستی دارد. به همین ترتیب ما بدون این که بخواهیم می­بینیم پیام و تبلیغی برای ما آمدهاست خیلی جالب و با روحيات ما سازگار است.

نمونه ساده­تر آن در جستجو‌‌‌‌های گوگل است که شاید ما توجه نمی­کنیم. برای ما مسأله است که یعنی چه هر وقت اسمِ خودمان را جستجو می­کنیم ابتدا سایت­ها و کانال­هایی می­آید که اسمِ خود ما در آن است. احساس می­کنیم پس حتماً ما شخصیت مهمی هستیم که گوگل هم ما را می­شناسد؛ درحالی که لزوماً این نیست بلکه گوگل برای شما پرونده­ای درست می­کند هنگامی که وارد اینترنت شدید و جستجو کردید. هر بارکه جستجو می­کنید واژه­هایی که جستجو کرده اید، سایت­هایی و کانال­هایی که رفته اید همگی را در آن پرونده ثبت می­کند. هر وقت برای بار بعدیجستجو کنید بررسی می­کند که قبلاً شما چه چیزهایی را بیشتر جستجو می­کردید، همانها را برای شما اولویت قرار می­دهد. بعداً یکی از کارهایی که می­کند این است که با شرکت­‌‌‌‌های تبلیغاتی قرارداد می­بندد مبنی بر اینکه به آنها پیشنهاد می‌دهد هر وقت فلانی جستجو کرد ما آن موارد که مربوط به شرکتِ شما و کار شماست آن را ابتدا به او نشان می­دهیم؛ چون نوعِ افراد در گوگل یاهر جای دیگر که جستجو می­کنند چند مورد اولیّه را مشاهده می‌کنند، نه همۀ موارد را. لذا الگوریتمی طراحی می­کنند و آن موارد را اولِ کار می­گذارند و کاربر می­بیند و داخل سایت آنها می­شود.

نتیجه­ای که از این بحث می­خواهیم بگیریم این است که: فضای مجازی حاکمِ بی­منازع دنیای امروز شده است. البته در کشور ما تازه قدم­‌‌‌‌های اولیه از اثرات این فضای مجازی دیده می­شود. درچند سال آینده کم­کم تأثیرات بعدی آن پیدا می­شود و همه­ی ما فقط می­نشینیم و تعجب و حیرت می­کنیم؛ چونکه مخاطبِ ما درگیر پارامتری به نام فضای مجازی بود اما من که تدریس معارف و تبلیغ دین را می­خواهم بکنم اطلاعی ندارم. بنده وارد بحث آینده پژوهی فضای مجازی نمی­شوم که آینده شناسی از بحث­‌‌‌‌های بسیار ارزشمند در این فضا هست. الان در دنیا - و در کشور ما کمتر- کار می­کنند که در سال­‌‌‌‌های آینده، داستان فضای مجازی به چه صورت خواهد بود، فنآوری­‌‌‌‌های فضای مجازی در آینده چه هست و چه تأثیراتی دارد. ما متأسفانه نه درباره­ی وضعیّتِ فعلی فضای مجازی و نه درباره­ی وضعیت قبلی آن و به طریق أولی درباره­ی آینده­ی فضای مجازی در حدی که من اطلاع دارم کار چندانی نکرده ایم. برای این که بدانید این مطلب چگونه است ـ این بحث‌ها زمینه­سازی است برای اینکه اهمیّت بحث شکاف دیجیتالی تبیین شود ـ الآن اگر از شما به عنوان اساتید حوزه­ی اخلاق بپرسند که حدود 25 تا 30 سال است که فضای مجازی و اینترنت در کشو ما آمده است و الآن تعداد کاربران فضای مجازی در کشور ما هم حدود 40 تا 50 میلیون نفر از کوچک و بزرگ و همه­ی اقشار مردم درگیر هستند؛ درباره­ی مباحث اخلاقی مربوط به فضای مجازی چند تا کتاب ما نوشتیم، جواب خیلی ناامیدکننده است. همین الآن اگر دانشجویی به شما به عنوان استاد معارف مراجعه کند و بگوید که می­خواهم درباره­ی فضای مجازی و شبکه­‌‌‌‌های اجتماعی از منظر اخلاقی اطلاعاتی کسب کنم، چه خطرات اخلاقی مرا تهدید می­کند و من چه کاری باید انجام بدهم، شما به من کتاب معرفی کنید، متأسفانه دست شما خالی است، نه این که کار نشده است، اما بحث بر سر این است که به اندازه نیاز نیست. ما بیش از چهل میلیون کاربر در شبکه­ی اجتماعی داریم ولی چهار تا پنج کتاب مفید در وجه اخلاقی اینها نداریم.الآن اگر از شما به عنوان استاد معارف سوال شود که فضای مجازی چه تأثیری بر باور‌‌‌‌های دینی می­گذارد؟ چه سوالها و مباحث جدیدی از منظر دینی مطرح می­کند؟ چند نفر از ما آمادگی داریم در این مورد بحث کنیم و جواب بدهیم. مقصود از آن چه گفته شد اين است که یک استاد معارف باید در شناخت مخاطب امروزی خود بحث فضای مجازی را جدّی بگیرد. تا بداند چه اتفاقی در حال وقوع است،‌و اگر دو سه سال دیگر ما به عنوان استاد معارف اسلامی دیدیم که دانشجویان ما اصلاً در فضای دیگری هستند، حداقل یکی از عواملش را شناخته باشیم که در فضای مجازی در حال شکل گیری است. به ويژه بايد با برخي از فناوري هاي آينده مربوط به فضاي مجازي و فناوري هاي ارتباطات و اطلاعات آشنا شويم. در اينجا فقط به چند نمونه از آنها اشاره می­کنم:

یکی از این فنآوری­ها ماشین­‌‌‌‌های هوشمند است. نقش ربات­ها و ماشین­‌‌‌‌های هوشمند هر روز پررنگ­تر می­شود. چندی قبل در اخبار آمده بود که در تهران نخستین رستوانی که کارمندانش ربات هستند افتتاح شد، قبلاً در کشور‌‌‌‌های دیگر افتتاح شده بود و الآن در تهران و تا مدتی دیگر در شهرستان‌‌‌‌های دیگر هم شروع می­شود. بدین ترتیب ربات­ها به زندگی ما وارد می­شوند. درحوزه­ی پزشکی و سایر حوزه­ها ماشین­‌‌‌‌های هوشمند هر روز حضور پررنگ­تری پیدا می­کند به نظر شما ماشین­‌‌‌‌های هوشمند از منظر اخلاقی چه سوالهایی را برای ما مطرح می­کنند؟ برای دانشجویی که سر کلاس ما می­آید ولی دیروز به رستورانی رفته که ربات­ها از او پذیرایی کرده­اند؛ چه سوالی از من به عنوان یک روحانی یا غیرروحانی که مدرس درس معارف است می­پرسد؟ کشور‌‌‌‌های دیگر و افرادی که در حوزه­ی ربات­ها و ماشین­‌‌‌‌های هوشمند کار می­کنند بعضاً معتقدند که تا سال 2035 میلادی میزان اسقلال ربات­ها از انسان زیاد می­شود. ابتدا در حدّ بچّه­ی یک ساله مستقل هستند و به مرور که هوشمندتر می­شوند، مستقل­تر از آن می­شوند. این ماشین­ها وقتی هوشمند می­شوند چه مسایل اخلاقی ایجاد می­کنند؟ چه مسایل حقوقی ایجاد می­کنند؟ امروز در بعضی از کشورها روی بحث حقوق و حقوق بشر برای ماشین­‌‌‌‌های هوشمند کار می­شود و مقاله نوشته­اند. معتقدند که تا آن زمان، ما بحثِ شرکت­ ربات­ها و ماشین­‌‌‌‌های هوشمند را در انتخابات داریم. شهرک­هایی که اینها دارند، ازدواج اینها و فرزندان اینها بحث­‌‌‌‌های حقوقی خاص خود را دارد. اینها امروز ممکن است قدری بر ذهن ما ثقیل باشد چون ما هنوز درگیر فضای فنآوری به معنای عامش نشدیم. اما در کشورهایی که بیشتر درگیر شدند قدم­ها را زودتر برداشته اند.

فنآوری دیگری که در راه استعبارت است از «بلاک چِين» در 40 تا 50 حوزه کاربرد دارد. ماشین­‌‌‌‌های با قدرت پردازش بالا از ديگر فناوري ها است. قدم­‌‌‌‌های اولیه برای پیوند انسان و کامپیوترنيز هم اکنون برداشته شدهتا بشود تراشه­هایی را به بدن انسان متصل کرد و از طریق این تراشه، حافظه­ی طرف را بازیابی کرد.

حال سوالي که پيش مي آيد اين است که این تحولات برای یک مبلغ دین و یک استاد معارف چه سوالها و چه مسایلی را ایجاد می­کند یعنی من پنج سال دیگر با چه سوالهایی از طرف مخاطبم مواجه می­شوم.در صورتي استاد می­تواند به اینها جواب بدهد که با این فضا آشنا باشد وگرنه آن بحث شکاف دیجیتالی که خواهیم گفت، مطرح می­شود.

خلاصه کلام اين که شما به عنوان يک استاد معارف به دلائل زير باید به مخاطب­شناسی توجه داشته باشید:

1ـ ضرورت آشنایی اساتید معارف با زیست ـ جهان چند وجهی دانشجو (معرفتی، خانوادگی، روحی و روانی، جسمی، فرهنگی، اجتماعی، اعتقادی، سبک زندگی و مانند آن):شما به عنوان یک استاد معارف نمی­توانید بگوئید که وظیفه­ من این است کهاینجا درس اخلاق را بگویم و بروم. اگر قرار است این درس اخلاق روی مخاطب تأثیر بگذارد، استاد باید بداند مخاطب او از نظر سطح آگاهی و معرفتی چگونه است، میزان اطلاعات او چقدر است، با چه سنخ از مسایل و مکاتب فکری و اخلاقی آشنا است، از نظر خانوادگی چگونه است؟ دانشجویی که مشکلات خانوادگی دارد یا خانواده­ی نابسامان دارد، فقطسرکلاسِ می­نشیند تا درس را گوش بدهد و برود ـ اگر گوش بدهد ـ و من استاد اگر به این توجه نداشته باشم که دانشجوی من چنین خانواده­ای با این مشکلات دارد نمی­توانم بااو ارتباط برقرار کنم.

2 ـ آشنایی با عوامل موثر بر این زیست ـ جهان از جمله فضای مجازی و فنآوری­‌‌‌‌های ارتباطی و اطلاع رسانی:مرحله دوم این است که استاد معارف باید با عوامل موثر بر این زیست ـ جهان آشنا باشد، یعنی من به عنوانِ یک استاد معارف باید بدانم که دانشجویی که امروز سر کلاس من می­آید، چه چیزهایی روی فکر و ذهن و زندگی و اعتقاد و باورهایش تأثیرگذار است و طبیعتاً یکی از این عوامل مؤثر، فضای مجازی و فنآوری­‌‌‌‌های ارتباطی است. بايد توجه کنم که دانشجويي که سرکلاس درس نشسته از طريق تلفن همراهي که در دست دارد مي تواند به مجموعه اي متنوع از اطلاعات دسترسي پيدا کند، یا با عضويت در در شبکه­‌‌‌‌های اجتماعیبا صدها نفر در ارتباط باشد و از آنان تاثير بپذيرد. من که می­خواهم سرکلاس رفتهو برای او صحبت کنم اگر از این پش زمینه‌ها اطلاع نداشته باشم نمی­توانم با او ارتباط برقرار کنم. دغدغه­‌‌‌‌های او چیز دیگری است، نگرانی ­‌‌‌‌های او چیز دیگری است و علائقش چیز دیگری است و من هم در فضای دیگری هستم و این همان داستانِ شکاف دیجیتالی است که عنوانِ بحث است؛ و من چون نمی­توانم این را بشناسم و نمی­دانم که در چه فضایی هست و فضای مجازی چه تأثیرات مثبت و منفی برای او دارد و روی زندگی او چه تأثیری می­گذارد، چه سوال­‌‌‌‌های اخلاقی برای او ایجاد می­کند، از منظر دینی چه بحث­هایی برای او مطرح می­کند بدون آگاهی از این زمینه‌ها آن بحثی که برای منِ استاد مشخص شده و کتاب یا جزوه­ای که به من داده شده است را سرکلاس برای دانشجو ارایه می­کنم و حال آنکه دانشجو هیچ پیوندی با این بحث ندارد و چون آن دغدغه­ها، مسایل و نگرانی­هایی که برای او مطرح است برایش مطرح نمی‌شود یا حداقل از زاویه­ای که برای او مسأله است برای استاد مسأله نیست و استاد مسأله را نمی­شناسد لذا آن شکاف و فاصله معرفتی و عدم موفقیت در تدریس به وجود می­آید.

بنابراین امروزهاستاد معارف بیش از دیگران باید با عوامل موثر بر این زیست ـ جهان دانشجو آشنا باشد.یکی از دلایلی که بعضی از راه­کار‌‌‌‌های ارایه شده برای فضای مجازی تأثیر ندارد و مورد استقبال واقع نمی­شود این است که ما این فضای زیست ـ جهان را نمی­شناسیم، وقتی که نمی­شناسیم طبیعی است که مخاطبین این راهکارها را پس زده و با آنها همراهی نمی­کنند. نمونه­اش این است که گاهی ممکن است شبکه­ای را حتی مسدود کنند اما باز هم از آن استقبال می­شود.

ادامه دارد

نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
آمار سایت
مشاهده کامل آمار