حوزه های علمیه و تفکر فلسفی غرب

...
جستجو
۱۳۹۶/۳/۱۸ پنج شنبه
(0)
(0)
حوزه های علمیه و تفکر فلسفی غرب
حوزه های علمیه و تفکر فلسفی غرب
مقاله را می توانید از اینجا دانلود کنید.
 
آن گونه که جناب آقای رسول جعفریان اعلام کرده اند با توجه به تاسیس حوزه علمیه قم در سال 1300، هم اکنون به صدسالگی حوزه نزدیکی می شویم. ایشان پیشنهاد کرده اند اکنون فرصت مناسبی است که ضمن ارزیابی صد سال گذشته، برنامه های آینده حوزه نیز مورد ارزیابی قرار گیرد.
به نظر بنده یکی از موضوعاتی که در این راستا می تواند بررسی شود مسئله مواجهه حوزه و حوزویان با اندیشه های دیگر، و از جمله فلسفه غرب است. به همین جهت در اینجا بخشی از مقاله «حوزه های علمیه و تفکر فلسفی غرب» را  که حدود شانزده سال پیش نگاشته ام را به محضر مخاطبان گرامی تقدیم می کنم. این مقاله در مجله «پیام حوزه»، ش30، تابستان 1380، منتشر شده است.
مقدمه
یکی از لوازم مرزبانی اندیشه های جاوید، اطلاع از شرایط و مناسبات حاکم بر عصر و زمانی است که یک مبلغ و مدافع اندیشه های دینی در آن قرار دارد. بدون این آگاهی، امکان رصد کردن اندیشه ها و رد یا قبول نمودن منصفانه و آگاهانه آن ها ممکن نخواهد بود. این مطلب در زمان حاضر - به خاطر ویژگی هایی که دارد - دارای اهمیتی دو چندان است.
یکی از عرصه های قابل توجه در حوزه مناسبات فکری و عقیدتی جهان امروز، چیزی است که ما آن را تفکر فلسفی غرب می نامیم.
مدعای این نوشتار آن است که روحانیت و حوزه های علمیه نباید نسبت به این فلسفه بی توجه بوده یا آن را نادیده بگیرند. برای توضیح بیش تر، مطلب را در چند بخش پی می گیریم:
 
مفهوم فلسفه غرب
هر چند در تعریف فلسفه غرب و اصولا این که آیا می شود تفکر را به زمان یا مکان نسبت داد، دیدگاه های گوناگونی وجود دارد، ولی در جامعه ما، در یک تعریف نه چندان دقیق، فلسفه ای را که آبشخور آن کشورهای اروپایی و آمریکایی است فلسفه غرب نامیده و معمولا آن را به عنوان قسیم فلسفه اسلامی به کار می برند.
این فلسفه که به طور خاص در دوره پیش سقراطیان (حدود پنج قرن قبل از میلاد) شکل گرفته و با فلسفه سقراط، ارسطو و افلاطون به صورت یک نظام درآمده، در طول تاریخ خود دارای فراز و نشیب های گوناگونی بوده است، به طوری که امروزه آن را حول چند دوره خاص (پیش سقراطیان، ارسطو و افلاطون و نو افلاطونیان، قرون وسطی، جدید و معاصر) صورت بندی می کنند که هر کدام از این ادوار دارای ویژگی های خاص خود است. علاوه بر این که در مسیر حرکت خود، هر روز گرایش و شاخه جدیدی به آن افزوده شده و امروزه مفهوم عامی یافته که شاخه هایی چون فلسفه دین، فلسفه علم، فلسفه منطق، فلسفه اخلاق، فلسفه هنر، فلسفه تحلیل زبانی، فلسفه تاریخ و مکاتبی چون اگزیستانسیالیسم، پراگماتیسم، استراکچرالیسم و... را دربر می گیرد.
 
از نظر تعامل و ارتباط با دین و آموزه های دینی نیز دوره ها و نحله های مختلفی در فلسفه غرب مطرح بوده و هست که گاه شدیدا دینی شده است (مثل فلسفه مسیحی و برخی اگزیستانسیالیست ها) و گاهی شدیدا ضد دینی (مثل تجربه گراهایی چون هیوم، یا اگزیستانسیالیست هایی چون سارتر) و زمانی حالت بینابینی داشته است. (1)
 
همان طور که گذشت حوزه های علمیه لازم است به تفکر فلسفی غرب توجه داشته باشند. دلایل و فواید زیر مؤید این مطلب است:
 
1) سفارش دین
یکی از ویژگی های مکتب اسلام، سفارش به علم آموزی و کسب دانش است. (2) در احادیث ائمه معصومین علیهم السلام نه تنها از فراگیری علوم مختلف منعی وارد نشده، بلکه سفارش شده که علم و حکمت، گم شده مؤمن است و هر جا که آن را بیابد باید آن را اخذ کند. (3) در نگرش این مکتب، طلب علم زمان (4) و مکان (5) نمی شناسد و کسب دانش حتی از مشرک هم جایز شمرده شده است. (6) لذا می بینیم آشنایی با اندیشه دیگران (در بحث ما فلسفه غرب) نه تنها منع دینی ندارد بلکه به نوعی عمل به سفارش معصومین علیهم السلام