تو چراغ خود برافروز

...
جستجو
۱۳۹۷/۱۰/۳ دوشنبه
(0)
(0)
تو چراغ خود برافروز
 تو چراغ خود برافروز

 تو چراغ خود برافروز

 

اخلاق در زمانه عسرت (3)

 

🔺 امروز صبح براي خريد به مغازه محله رفتم (اين غير از مغازه اي است که در نوشته اي ديگر درباره اش نوشتم). پيش از من مشتري ديگري در مغازه بود. عاقله مردي که همراه با دخترش آمده بود. منتظر شدم که کارش تمام شود.  مرد  بعد از اين که  مبلغ اجناس را از کارتش پرداخت کرد،از فروشنده خواست که مقداري پول  نقد هم به او بدهد و از کارتش کم کند. فروشنده از انجام اين کار خودداري کرد  و گفت نمي توانم اين کار را بکنم چون دستگاه خودپرداز به نام مغازه است و هرگونه نقل و انتقال پول در آن از سوي اداره دارايي به عنوان انجام معامله و درآمدزايي محسوب مي شود و به آن ماليات تعلق مي گيرد.

 

مشتري گفت اين کار راه حل دارد و مي تواني کاري کني که اداره دارايي متوجه نشود. بعد راهکاري ارائه کرد که به نوعي در حکم کلاه گذاشتن سر اداره دارايي و فرار از ماليات بود. اما چون مي ترسم بدآموزي داشته باشد از بيان آن خودداري مي کنم.  خلاصه مشتري با مقداري دلخوري مغازه را ترک  کرد.

 

راهکار او مهم نيست. مهم برايم پاسخ فروشنده بود که گفت: اين کار  را نمي کنم. چون مي خواهم روزي حلال بخورم. 

 

🔺 با خودم انديشيدم دختربچه امروز در براي رفتار دو انسان عاقل و بالغ و دو آدم بزرگ قرار گرفته است.  يکي فروشنده اي که نمي خواهد اخلاق را زير پا بگذارد، و ديگر پدري که با افتخار روش کلاه برداري را به ديگران آموزش مي دهد.  

 

 به نظر شما وقتي اين بچه بزرگ شد  کدام يک از اين دو را الگوي رفتاري خود قرار مي دهد؟

 

حسينعلي رحمتي 

3 آبان  1397

نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
شرکت سازنده